کد خبر : 136
تاریخ انتشار : شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۱۱

عبدالرضا احمدی منفرد

مصاحبه با پاکبان شاعر

خبرنگار کاکی خبر با کارگر شاعرو ادیب شاغل در سازمان سیما منظر فضای سبز شهری سیدعلی هوشمندی اول گفتگویی را انجام داده است که خواندن آن خالی از لطف نیست .

لطفا خودتان را معرفی نمایید ؟

من سیدعلی هوشمندی اول ، اهل روستای دره نی شهرستان بهبهان استان خوزستان که در سازمان سیما منظر و فضای سبز شهرداری بندر بوشهر مشغول به کار می باشم .

–         میزان تحصیلات شما چقدر است ؟

دیپلم ادبیات فارسی دارم ولی متاسفانه و علیرغم میل باطنی و به دلیل مشکلات و گرفتاریها نتوانستم ادامه تحصیل دهم .

 از چه زمانی و چطور شد که به بوشهر آمدید ؟

نزدیک به ۱۵ سالی میباشد که در بوشهر هستم و از آنجایی که برادر بزرگم در بوشهر ساکن و مشغول کار ساختمانی بود، من هم جهت اشتغال به بوشهر آمدم و از سال ۹۱  هم در سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری بندر بوشهر مشغول بکار شدم .

–         شرایط کارتان چگونه است و آیا از کارتان راضی هستید ؟

اکنون در پارک بانوان (خیابان بیسیم ) بصورت شیفتی و ۲۴ ساعته مشغول انجام وظیفه هستم و خدا رو شکر .

–         در حال حاضر وضعیت زندگیتان چگونه است و کجا ساکن هستید ؟

متاهل هستم و دارای دو فرزند پسر که متاسفانه فرزند اولم از بیماری اوتیسم رنج می برد .  در عالیشهر مستآجر هستم وبا توجه به هزینه های سنگین زندگی و کرایه خانه و هزینه های درمان فرزند بیمارم ، مجبورم که در ۲۴ ساعت استراحتم به کارهای متفرقه روی بیاورم و از هیچ تلاش و کوششی هم برای بدست آوردن روزی حلال فروزگذار نیستم .

–        خانواده خودتان رابیشتر معرفی کنید و اینکه آیا در خانواده ای به دنیا آمدی که دارای تحصیلات بالایی بوده اند ؟

ما ۶ برادر و ۴ خواهر هستیم و اتفاقا پدرم بیسواد هستند ولی طبع شعر دارد .

–         ظاهرا علاقه وافری به شعر و شاعری دارید و در این حوزه فعال هستید . توضیح دهید که سرآغاز شعر گفتن شما از کجا بوده ؟

از همان کودکی به شعر و ادبیات علاقه مند بودم و اولین شعرم را از دوره دبیرستان آغاز کردم و با تشویق دبیر ادبیات ، در ایام مختلف بویژه دهه فجر و جشن های مدرسه ای شروع کردم و شعرهای شاعر بسیجی مرحوم آقاسی را خیلی دوست دارم .

–         چرا به صورت حرفه ای به علاقه تان نپرداختید ؟

متاسفانه به دلیل نداشتن موقعیت و فضای مناسب برای سرودن و همچنین نداشتن حامی و آشنا نبودن با عوامل پیشرفت ، بسیاری از فرصتهای موجود را از دست دادم ولی هنوز هم نا امید نیستم .

–         آیا تاکنون موفق به چاپ و نشرآثار خود شده اید ؟

با عنایت پروردگار متعال و توسل به امام زمان(عج) و کمکهای سرکار خانم خدیجه گرشاسبی عضو شورای اسلامی شهر بوشهر در دوره قبل ، توانستم کتاب (( از انوار تا نور )) مشتمل بر ۶۱ قطعه شعر منظوم در ۱۶۰ صفحه به شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در سال ۱۳۹۴ چاپ و انتشار دهم .

–         گفتید که شعرگفتن  را از دوران دبیرستان شروع کردید . آیا اولین شعری که سرودید را به خاطر دارید ؟

بله . اولین شعر را در وصف امام زمان (عج) سرودم و معلم ادبیات بسیار تشویقم کرد و بعد از آن هم در جشنها و مناسبتها و مراسم دهه فجر نیز اشعار طنزی می سرودم و شاید خالی از لطف نباشد که خاطره ای هم برایتان تعریف کنم .

دوران تحصیل مدیر مدرسه ای داشتیم بنام آقای هاشمی فر که یادش بخیر . در آن ایام که مثل الان نبود و زمانیکه می گفتند موهای سرتان را اصلاح کنید می بایست کچل می کردیم و چون هوا سرد بود ، برای دانش آموزان سخت بود . ناگهان مطالبی به ذهنم رسید و آن را اینگونه بیان کردم :

بگویم با رئیسم هاشمی فر                          که فرمان داد بر اصلاح این سر

ز دستت وای برما وای بر ما                         که یخ زد کله ها از سوز سرما

–         در چه زمینه هایی شعر دارید و تخلص شما چیست ؟

شعر در خصوص پیامبراکرم (ص) ، ائمه اطهار و معصومین (ع)، دفاع مقدس ، شهدا ، سردار جنوب(رئیسعلی دلواری) ، سردار شمال(میرزا کوچک خان جنگلی و موارد دیگر و تخلصم هم (( تنها )) است و دلیل این انتخاب هم بطور کلی در نظر گرفتن اوضاع و احوال و نفوذ تکنولوژی و صنعت در جوامع  است ، چرا که به نظرم برای همگان قابل لمس است که علیرغم اینکه دور هم هستیم و محفل گرم و صمیمی و دورهمی هایی هم داریم ولی متاسفانه شاهد هستیم که تکنولوژی و  فضای مجازی ( تلفن همراه و تبلت و …) بین افراد حاضر فاصله و جدایی انداخته و به نوعی در عین شلوغی ، حس تنهایی را به انسان تلقین میکند که بسیار نگران کننده است .

–        انتظارتان از مسئولین فرهنگی چیست ؟

البته که هر شغلی مسائل و سختیهای خود را دارد و من نیز با توجه به اینکه در عالیشهر مستآجر می باشم و متاسفانه فرزند بزرگم هم بیماری اوتیسم دارد و گذشته از همه این موارد ، در حال حاضر نیز اشعار زیادی سروده ام و آنها را جمع آوری کرده ام و انتظار دارم حداقل با توجه به اینکه این یک کار فرهنگی محسوب میشود ، حداقل کمکی به من میتوانند بکنند این است که در چاپ و نشر کتاب شعر جدیدم مساعدت و همکاری لازم را بعمل آورند .

–        صحبت پایانی تان چیست ؟

در پایان باید عرض کنم ، با توجه به اینکه سالهای زیادی است که در بوشهر زندگی می کنم  و جز مهر و محبت و خونگرمی  از مردم این دیار چیزی ندیده ام و با افتخار خود را یک بوشهری می دانم که علاقه زیادی هم به دلیر مرد تنگستانی ((سردار رئیسعلی دلواری)) دارم که در آخر قسمتی از سروده خودم که در وصف این سردار بزرگ است را تقدیم حضور سبزتان میکنم :

تو را همیشه عمرم ستوده ام سردار                          تو را و خیل سپاهی که داشتی در کار

تو را چنان که تویی ارج می نهم ای مرد                   چنان که بر سر این غاصبان شدی آوار

به روزگار جوانی چنان نمودی که                           امان نداد تفنگت به پیر استعمار

اگر چه بین شما نابرابری می کرد                           نبرد باطل و حق ، حق رسید به حق دار

هنوز با گذری بر روایت تاریخ                              به فکر کار تو هستند جمله افکار

به خون پاک شهیدان سینه چاک جنوب                      سخن سرای توام که دلیری از دلوار



برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.